جنبش سبز

وقتی آدمی که به نظرم باید در بهترین بیمارستانهای روانی به تخت بسته بشه، رئیس جمهور کشورم می شه،

وقتی مرجع معظم تقلید که قراره حداقل آدم با خدایی باشه، قاتل جانی از آب در می آد،

وقتی به دختر 27 ساله توی خیابون تو روز روشن شلیک می کنن، بعد می گن نه نمرده، بعد می گن چرا مرده ولی آرش حجازی کشت، بعد می گن نه نه اینا همه توطئه سی ای ای و موصاد و سازمان جاسوسی انگلیس و بهائیت و هم جنس بازان همه با هم بوده،

وقتی با ماشین نیروی انتظامی از روی مردم رد می شن،

وقتی جون آدمها به اندازه یک روز ریاست جمهوری بیشتر یا رهبر معظم بودن بیشتر ارزش نداره،

وقتی برای تجاوز به دختر یا پسر، شکنجه (محمد دشمنانشم شکنجه نمی کرد)، حمله به خونه و اموال مردم، زندانی کردن و توهین به آدمها هیچ قبحی باقی نمونه، 

وقتی بیت المال ارث بابای اقایون می شه،

وقتی مردم اعتراض نمی کنن چون از جون خودشون و خانوادشون می ترسن، 

 

اون روزه که من که هیچ وقت دوست نداشتم عضو هیچ گروهی باشم، عضو هیچ حزبی باشم دلم می خواد یه نفر باشم از این همه آدم سبز. دلم می خواد اینجا که آزادی هست برم تو خیابون بگم: جنبش سبز تولدت مبارک! اونا که مردین، روحتون شاد! اونا که تو زندانین، دمتون گرم، خدا قوت! 

/ 2 نظر / 11 بازدید
آیینه

[تایید][دست][دست][دست]

301040

سلام صحبت های زیادی می شه کرد ولی فعلا همین مقدار کافیه که خوشحالم در حال مکالمه هستیم بقیش بمونه برای مکالمات بعدی با احترام علیرضا